سيد علي اكبر قرشي
110
قاموس قرآن ( فارسي )
قاموس و اقرب . معانى ديگرى نيز گفتهاند كه در قرآن نيامده * ( « مُتَّكِئِينَ عَلى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِيٍّ حِسانٍ » ) * رحمن : 76 . رفرف در آيه بمعنى فرشهاست و شايد بمعنى پشتىها و مخده ها باشد كه در مجمع از بعضى وسائد نقل شده . عبقرى را فرش و حرير و بالش گفتهاند معنى آيه چنين مىشود : تكيه ميكنند به فرشهاى سبز و بالشهاى نيكو . در آيهء 54 همين سوره آمده * ( « مُتَّكِئِينَ عَلى فُرُشٍ بَطائِنُها مِنْ إِسْتَبْرَقٍ . . . » ) * از اين آيه به نظر ميايد كه مراد از عبقرى بالشهاست . ناگفته نماند در قرآن مجيد رفرف فقط يك بار آمده و آن هم نكره است و نميشود بفرشهاى دنيا قياس كرد . رفع : بالا بردن . * ( « وَرَفَعَ أَبَوَيْه عَلَى الْعَرْشِ » ) * پدر و مادرش را بتخت بالا برد . * ( « مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ الله وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ » ) * بقره : 253 . آيهء اول دربارهء بالا بردن ظاهرى و دوم در بالا بردن معنوى است كه فضيلت و شرافت و عظمت باشد * ( « فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ » ) * عبس : 13 و 14 . در صحيفه هاى محترم و با فضيلت و پاكيزه * ( « فِي بُيُوتٍ أَذِنَ الله أَنْ تُرْفَعَ » ) * نور : 36 . در خانه هائيكه خدا اذن داده با فضيلت و بلند آوازه شوند * ( « وَرَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ » ) * شرح : 4 . رفع در آيه معنى بلند آوازى ميدهد . رفيع : بالا برنده مثل رافع * ( « رَفِيعُ الدَّرَجاتِ ذُو الْعَرْشِ » ) * غافر : 15 . بالا برندهء درجه ها و صاحب عرش است . رفق : ( بكسر اول ) مدارا . ايضا مرفق ( بكسر اول و فتح فاء ) و آن ضد خشونت است ( اقرب ) . رفيق : مدارا كننده ( دوست ) * ( « وَحَسُنَ أُولئِكَ رَفِيقاً » ) * نساء : 69 . * ( « يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرفَقاً » ) * كهف : 16 . مرفق را بعضى بفتح « م » و كسر ( فاء ) و بعضى به عكس آن خواندهاند . و آن با دو وزن فوق و همچنين بفتح « م » و « ف » مصدر است بمعنى لطف و سهولت . يعنى خدا براى شما از مشكلى كه داريد سهولت و گشايش پيش آورد .